عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

677

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كه از پيش داده است وفا و اجراء نمايد او مردى است به تمام معنى آزاد مرد . 1060 من عمل بالعدل حصّن اللّه ملكه : هر كه كار بعدل و احسان كند خداوند ملكش را ( از دستبرد دشمن ) نگه دارد . 1061 من عمل بالجور عجّل اللّه سبحانه و هلكه : هر كه كار بجور و ستم كند خداوند سبحان هم در هلاك كردنش شتاب كند . 1062 من احسن الى رعيتّه نثر اللّه سبحانه عليه جناح رحمته و ادخل فى مغفرته : هر كه با رعيّت و زير دستانش خوبى كند خداوند بزرگ بال رحمتش را بر وى بگسترد و در غفران و آمرزشش داخلش نمايد . 1063 من اعجب بحسن حالته قصّر عن حسن حليته : هر كه به خوبى حال خويش بنازد ( و خويش را نيكبخت يا از ديگران برتر داند ) از نيك آراستن و خود را بهتر ساختن دستش كوتاه گردد . 1064 من كان ذا حفاظ و وفاء لم يعدم حسن الأخاء : هر كه عهد و وفا و دوستى را نگهدارنده باشد خوب برادرى كردن را گم نگرداند . 1065 من همّ ان يكافى على معروف فقد كافى هر كه همّت گمارد كه نيكى را پاداش دهد البتهّ آن نيكى را خواهد داد . 1066 من غضب على من لا يقدر على مضرتّه طال حزنه و عذّب نفسه : هر كه خشم گيرد بر كسى كه ( ناتوان و زيردست باشد و ) توانائى رفع ضرر او را از خود نداشته باشد اين شخص خشم گيرنده اندوهش دراز و نفسش برنج و عذاب است . 1067 من اضمر الشّرّ لغيره فقد بدء به نفسه هر كه بدى را براى ديگرى در دل گيرد البتهّ ابتداى به خودش مى نمايد ( و بديش اوّل به خودش باز مى گردد ) 1068 من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصية هر كه نفسش در نزد خودش گرامى باشد آن را با گنهكارى خوار گرداند . 1069 من حدّث نفسه بكاذب الطّمع كذبّته العطيّة : هر كه با خويش بطمع دروغين حديث نفس كند ( و خود را بفريبد كه مثلا فلان مبلغ فلان كس مىدهد يا فلان قدر از فلان معامله سود خواهم برد يك وقت مى بيند خبرى از هيچكدام نيست و خود را گول زده است بچنين كسى ) عطا و بخشش هم دروغ